|
ستاره ای پشت پلکهام
خاطرات و نقاشی های ملیکا
|
[ شنبه هفدهم دی 1390 ] [ 1:16 ] [ مامان زبیده ]
[ ]
شعری از استاد فرخی عزیزم پیشکش به ملیکا جون سلام به غنچه ی گلم دختر نازو خوشگلم با اون چشای روشنت بدجور نشستی تو دلم
دلم میخواد لوس ات کنم مهمون یه بوس ات کنم همش کنارت بشینم یه لحظه تنهات نبینم عروسک نازگل من خورشید و ماه دل من عسل نشسته رو لبات شدی مث شاخه نبات قربون رقص شونه هات لجبازی و بهونه هات یه وقت باهام قهر کنی بوس می کارم رو گونه هات بیا با هم بازی کنیم تا شب خمیر سازی کنیم یا که یه نقاشی بکش یه اسب و یه گاری بکش یه خونه با دو پنجره هر چی که می خواهی بکش می خوام عروس ات ببینم شاد و ملوس ات ببینم گل بریزم دور و برت تاج و بذارم رو سرت حالا بگو وقت چیه جشن تولد کیه کیک تولد رو بیار شمع ها تو رو تنش بکار روشن کن و فوتش بکن پنج سال و پشت در بذار [ جمعه شانزدهم دی 1390 ] [ 19:38 ] [ مامان زبیده ]
[ ]
لبخند تو که باشد همه ی زمستان ها را آدم برفی کوچکی می شوم آفتاب خورده ی مدادهایت ..... تولدت مبارک ملیکای قشنگم ! [ سه شنبه سیزدهم دی 1390 ] [ 1:34 ] [ مامان زبیده ]
[ ]
[ پنجشنبه سوم شهریور 1390 ] [ 15:27 ] [ مامان زبیده ]
[ ]
دیروز که از دریا برمی گشتیم ملیکا بهم گفت : مامانی من همیشه فکر می کنم ما و همه ی آدما عروسکهایی هستیم که یه دختر کوچولو داره باهامون بازی می کنه . تعریف جالبی بود واسم ..اینکه برای یه لحظه همه ی زشتی ها یادت بره و دنیا رو از دید یه دختر پنج ساله انقدر آروم ببینی ..و یا همه ی دنیا خلاصه بشه توی عروسک بازی یه دختر بچه ...
[ دوشنبه بیست و هفتم تیر 1390 ] [ 11:33 ] [ مامان زبیده ]
[ ]
[ شنبه یازدهم تیر 1390 ] [ 18:37 ] [ مامان زبیده ]
[ ]
[ چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 ] [ 1:49 ] [ مامان زبیده ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |